اثبات
وقوع پديده تغيير اقليم
( Climate Change )در سطح جهان به سهولت امكان پذير نيست و نيازمند
بررسی های جامع و طولانی مدت بر آمارهايی از پارامترهای جوی است ، هر چند روند
گرمتر شدن دمای سطح زمين و افزايش غلظت گاز co2تقريباً
قطعی می نمايد .
سناريوهای تغيير اقليمی در
چرخه آبشناسی نمود كاملاً بارزی می يابند . چرا كه تمامی اجزاء آن تحت تأثير
تغييرات حاصله در ميزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گيرند . نوسان منابع آبی به
طرز قابل ملاحظه ای تابع تغييرات اقليمی است ، چرا كه نياز به اين منابع با افزايش
تبخير و تعرق در شرايط گرمتر ، خشك تر و آفتابی تر بيشتر می شود . به عنوان مثال
براساس گزارشات منتشره در سال 1996 ، مناطق جنوب انگليس در سال 2050 شديداً مستعد
وقوع خشكسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سيل درآنجا مشكل
زاخواهد شد
بررسی ها نشان داده است غلظت
گازكربنيك و ساير گازها در اتمسفر از نيمه دوم قرن نوزدهم افزايش يافته است . ميزان
غلظت co2از سال 1958 تا 1988
حدود 35 درصد فزونی يافته
است .
Boult
و همكاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن
غلظتco2را بر
روی عوامل هيدرولوژيكی از قبلی تبخير و تعرق پتانسيل ، رطوبت خاك ، تجمع برف ،
ذخيره آب زيرزمينی ، رواناب و بيلان آبی در سه حوزه بلژيك مطالعه كردند. نتايج نشان
داد كه تبخير و تعرق پتانسيل ، درصد رطوبت خاك و ميزان ذخيره آبهای زيرزمينی در
حوزه هايی با نفوذ پذيری زياد افزايش يافته است .
Mitchelدر سال 1989
نشان داد كه در اثر دو برابر شدن
co2، درجه
حرارت بين 8/2 تا 2/5 كلوين و بارندگی بين 1/7 تا 15 درصد افزايش می يابد ولی
افزايش بارندگی در مناطق مختلف يكسان نيست . اگر نرخ افزايش گازكربنيك ثابت بماند ،
ميزان co2در سال
2035 به جای ppm360 فعلی به
ppm 420 خواهد رسيد . افزايش گازكربنيك باعث افزايش درجه حرارت و رطوبت
مطلق در لايه های هوای نزديك سطح زمين می گردد . هر چند با دو برابر شدن
co2، ميزان بارندگی افزايش
می يابد ولی افزايش بارندگی در نقاط مختلف يكسان نيست . در مناطقی با عرض جغرافيايی
زياد بطوركلی ميزان بارندگی و رواناب افزايش می يابد ولی در مناطق با عرض جغرافيايی
كم بارندگی بسته به منطقه افزايش يا كاهش نشان می دهد . بطوركلیمی توان از تحقيقات
انجام شده چنين نتيجه گرفت كه : 1-ميزان
گازكربنيك و ساير گازهای موجود در اتمسفر ( نظير متان ، CFC ) بعد از انقلاب صنعتی افزايش يافته است
. 2-مدلهای
شبيه سازی مختلف نشان داده اند كه با افزايش گازكربنيك شرايط هيدرولوژيكی از قبيل
بارندگی ، درجه حرارت و تبخير و تعرق و رواناب و …تغيير می كند كه به تبع آن وقوع يا عدم خشكسالی
نيز قابل بررسی است .
نوسانات
آب و هوايی و بيابان زايی نوسانهای آب و هوايی كه باعث
بيابان زايی می شود ، بيشتر به كاهش ميزان بارندگی ، رطوبت ، افزايش دما به ويژه در
تابستان ، افزايش ميزان خشكی ، تبخير و تعرق ، وزش بادهای گرم و سوزان و كاهش پوشش
گياهی ( بر اثر وزش باد ) ارتباط می يابند . حتی بر اثر نوسانات آب و هوايی
، طغيان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمين ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی
قاره آفريقا نير اعمال شده است كه سير قهقرايی محيط زيست را به همراه داشته است
.
بطور كلی
می توان به علل عمده زير برای وقوع خشكسالی و بيابان زايی اشاره كرد
: 1-استقرار
سلولهای پرفشار جنب گرمسيری با دامنه نوسان بين عرض های 20 و
40 2-عامل بری
بودن 3-عدم صعود
و جابجايی شديد هوا 4-جريانات
دريايی سرد و بالاراندگی آبها 5-وزش
بادهای گرمسوزان 6-موانع
كوهستانی 7-استقرار
كم فشار حرارتی
باد و آب
به عنوان دو عامل اقليمی كه دارای تغييرات و نوسانات نسبتاً زيادی هستند درشكل گيری مناطق خشك و بيابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ايفاد می
كند .
وقوع
پديده فرسايش آبی و بادی در گسترش بيابانها و از دست رفتن خاكهای سطح الارضی
حاصلخيز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشكسالی را تشديد می نمايد
. معرفی
بعضی ازسايتهای
خشکسالی و
تغير
اقليم